پدر من‌عادتی دارد

شعرایران و‌اذربایجان

پدر من‌عادتی دارد

پدر من عادتی دارد

هر درختی رادر

حیاطمان‌ نمیکارد!

رگ و ریشه را تا ندیده!

پول نمیدهدو نمی آورد

از قضا رفتیم امروز برای خرید

بیشتر از شاخ و برگ،ریشه را دید

اخرش پسندید نهالی را

این مرد ممکن کرد محالی را

اوردیم و کندیم‌چالی

کاشتیم ان را در جای خالی

اخرش ترش کردو گفت

بار ندهد این درخت

نمی ارزد به مفت

اگر نباشد درخت منظور من

خواهید دید قدرت زور من

#روشن عادلی

۰ ۰
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.